تبلیغات اینترنتیclose
خاطرات امام خميني

ورود اعضا

نام کاربری :
رمز عبور :
ثبت نام عضو جدید
فراموشي رمز عبور

درباره ما

دسته بندی

آرشيو مطالب

آمار وبلاگ

» آنلاین : 1
» بازدید امروز : 9
» بازدید دیروز : 0
» بازدید هفته گذشته : 9
» بازدید ماه گذشته : 9
» بازدید سال گذشته : 266
» کل بازدید : 1142
» کل مطالب : 15
» نظرات : 0
» رنک گوگل :

ابر برچسب ها

خاطرات امام خميني

درباره : بازدید: 83


احترام به والدين استاد و شاگرد

يكبار يكي از مسئولان مملكتي ، در حالي كه پدر مسن شان هم با او بود، براي انجام كارهاي جاري به خدمت حضرت امام رسيدند. پس از اين كه از خدمت حضرت امام بازگشت، گفت:« مي خواستم به حضور حضرت امام برسم، من جلو افتاده بودم و پدرم را از دنبال مي آوردم. پس از تشرف، پدرم را به حضرت امام معرفي كردم. حضرت امام نگاهي كردند و فرمودند: « اين آقا پدر شما هستند؟(پس چرا شما جلوتر از او راه افتادي و وارد شدي؟!»

 

رضاي خدا

امام خميني رحمت الله عليه در نامه اي كه از تركيه براي حاج آقا مصطفي (ره) فرستاده بود نوشت: اگر رضاي خدا و امر مي خواهيد با مادر و خواهران و بستگان خوش رفتاري كنيد.

احترام به استاد

امام خميني (ره) وقتي كه به زيارت قبر استادش مشرف شد، قسمتي از عمامه اش را باز كرد و با آن گرد و غبار قبر استادش را پاك كرد.

حضرت امام مدت هفت سال در محضر استاد با احترام كامل و به حالت دو زانو نشست .

دعا براي ياران

زماني كه منافقين آيت الله هاشمي رفسنجاني را ترور كردند، امام خميني (ره) براي شفا آقاي هاشمي گوسفندي نذر كرد.

پس از ترور آيت الله خامنه اي دامه بركاته ، حضرت امام دستور دادند وضع آقاي خامنه اي را لحظه به لحظه به ايشان گزارش دهند.

هنگامي كه آيت الله سعيدي به دست رژيم ستم شاه به شهادت رسيد، در نجف اشرف براي آن شهيد بزرگوار چهل شب مجلس فاتحه گرفته شد. امام در تمام چهل شب در مجلس شركت كردند.

آيت الله ابراهيم اميني مي گويد: طلبه اي گمنام بودم، يك ماه بيمار شدم، امام تمام چهارشنبه به عيادت من مي آمد.

احترام به قانون

زماني كه امام در پاريس و درمحله نوفل لوشاتو بودند ، برخي از همراهان امام گوسفندي ذبح كردند، طبق قانون كشور فرانسه ذبح حيوانات در خارج از كشتارگاه ممنوع است، امام وقتي كه با خبر شدند اين كار خلاف قانون كشور فرانسه است فرمودند : من از گوشت اين گوسفند نمي خورم.

 

ختم قرآن

ماه مبارك رمضان كه فرا مي رسيد امام خميني (ره) ملاقات ها و برنامه هاي ديدار با مردم را لغو مي كرد ، در ماه رمضان سه بار ختم قرآن مي كرد و در هر سال 3 ماه روزه مي گرفت ، ماه رجب ،‌شعبان و رمضان

 

مهرباني

يك روز ما منزل امام بوديم ديديم كه حضرت امام گوشت غذايشان رابه گربه مي دهند . مادرم گفت : آقا توي اين گراني چرا گوشت را به گربه مي دهيد حضرت امام با حالتي ناراحت روبه ما كردند و گفتند اين گربه با ما چه فرقي دارد ؟ ما نفس مي كشيم آنها هم نفس مي‌كشند اگر ما به آنها غذا ندهيم كي به آنها غذا بدهد ؟ (زهرا اشراقي نوه امام)

 

حفظ سلامتي

امام امت مقيد بودند روزي يك ساعت دورحياط پياده روي كنند و قدم بزنند ، ايشان درحفظ صحت و سلامتي خود كاملا كوشا بودند مرحوم حاج آقا مصطفي مي فرمود : آقا در 24 ساعتي كه اكثر روز را درتك سلولي زنداني بودند آن يك ساعت رادر همان جا قدم زدند و ترك نكردند .

 

دست غيبي

رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنه اي دامه بركاته نقل مي فرمايد :‌ امام امت (ره) به من فرمودند : .. آن طوري كه من فهميدم از اول انقلاب تا حالا مثل اينكه يك دست غيبي ما را درهمه كارها هدايت مي كند .

آيت الله حاج سيد مهدي روحاني مي فرمود : امام كارهايي مي كند كه در وهله اول به عقل ما عقلا جور در نمي آيد ولي بعدا معلوم ميشود كه حق با ايشان بوده است

 

خواب نوراني

آيت الله پسنديده (ره)‌نقل كردند : هنگامي كه مساله ازدواج حضرت امام مطرح شد دختر آقاي ثقفي (همسر امام) قبول نمي كرد ، شب در خواب ، حضرت رسول و ائمه طاهرين عليهم السلام را مشاهده كرد كه همراه آنها آقاي خميني نيز به چشم مي خورد ،‌ اينجا بود كه به اين ازدواج تن در داد و همواره از آن راضي بود .

 

امضاي جديد

روزي كه رئيس نوفل لوشاتو ، عكسي از امام را كه در حال قنوت بودند ، آورد كه بدهيم ايشان امضاء‌ كنند ، امام عكس را گرفتند و امضاء‌ كردند . وقتي به امضاء‌ توجه كردم ديدم مثل ساير امضاهايايشان نيست امام فرمودند : چون مسيحي هستند و رعايت وضو را نمي كنند اسم روح الله را ننوشتم مبادا دستشان مسح كند .

 

لباس بچه ها

وقتي كه مادرم صحبت مي كنند ما مي فهميم كه زندگيشان خيلي در فشار گذشته است . امام هم چون مقيد بودند و خيلي احتياط كار حتي شهريه هم نمي گرفتند . مادرم مي گويد قباي آقاي وقتي كهنه و پاره مي شد ، اينها را برمي داشتيم – تكه تكه – لباس بچه مي كرديم يا تمام كت هاي شما را از قسمت هاي پايين قباها مي دوختيم و يا لباستان وقتي خيلي پاره ميشد پول مي دادم پارچه چيت مي خريدم واينها نشان ميدهد كه زندگيشان چقدر سخت بوده است . اما امام معتقد بودند كه بس است و همين قدركافيست . (دختر حضرت امام ره)

 

مگر كورش مي آيد

زماني كه امام امت رحمت الله عليه مي خواستند از پاريس به ايران تشريف بياورند برخي از شيفتگان آن حضرت تصميم داشتند با مخارج فراوان استقبالي تجملاتي و با شكوه از امام داشته باشند، اما وقتي كه حضرت امام باخبر شدند، با اين كار مخالفت كردند و فرمودند: مگر كورش به ايران مي آيد؟!

 


برچسب ها : ,

نوشته شده در: شنبه 15 تير 1392 ساعت: 01:43 توسط حورا |

اخرین مطالب ارسالی

مطالب پربازدید

مطالب تصادفی

صفحات وبلاگ

عضویت سریع

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب با خبر شوید. ( برای عضویت ایمیل خود را وارد نمایید )

پیوندهای روزانه

امکانات

پشتیبانی